حمایت از حقوق مالكیت معنوی 86 صفحه + doc

حمایت از حقوق مالكیت معنوی یك موضوع مهم در مذاكرات تجاری چند حانبه می باشد مباحث فعلی در مورد حقوق مالكیت معنوی دارای دو وضعیت كاملاً متقاوت می باشد برخی افراد از حقوق مالكیت معنوی بعنوان یك ابزر اثر بخش برای پیشرفت تكنولوژی و بعنوان یك تسهیل كنند برای انتقال تكنولوژی برای كشورهای در حال توسعه حمایت می كنند برخی افراد دیگر یك دید گاه كاملاً متفاوت

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 86

حجم فایل: 35 کیلو بایت

قسمتی از محتوای فایل و توضیحات:

1.مقدمه

حمایت از حقوق مالكیت معنوی یك موضوع مهم در مذاكرات تجاری چند حانبه می باشد. مباحث فعلی در مورد حقوق مالكیت معنوی دارای دو وضعیت كاملاً متقاوت می باشد. برخی افراد از حقوق مالكیت معنوی بعنوان یك ابزر اثر بخش برای پیشرفت تكنولوژی و بعنوان یك تسهیل كنند. برای انتقال تكنولوژی برای كشورهای در حال توسعه حمایت می كنند. برخی افراد دیگر یك دید گاه كاملاً متفاوت دارند و حقوق مالكیت معنوی را بعنون تنها عامل دفاع كننده از منافع كشور های پیشرفته در نظر گیرند. برای مثال برخی از اقتصاد دانان اظهار می كنند كه رژیم حقوق مالكیت معنوی بین المللی فعلی قواعد جهانی بازیهای بین المللی را به نفع كشورهای توسعه یافته تغییر داده است و ایجاد منافع بلند مدت برای كشورهای درحال توسعه بخصوص كشورهای فقیر از جانی جنبه های تجاری حقوق مالكیت معنوی [1] ( TRips) به نظر می رسد كه بسیار پرهزینه و نامطمئن محقق می شنود ( word Bank 2001) علی رغم این انتقادات احتراز TRips بر این است كه « حمایت و تقویت حقوق مالكیت معنوی باید به ارتقای نوآوری تكنولوژیكی و انتقال جذب تكنولوژی كمك نماید و منافع متقابل ایجاد كنندگان و استفاده از دانش تكنولوژیكی را طوری تامین نماید كه به رخساره اقتصادی واجتماعی منجر شود. TRips .(Wipo 1224) منعكس كنند منافع كشورهای پیشرفته می باشد. مخالفان TRips سئوالات اساسی در مورد نقش بالقوه حقوق مالكیت معنوی (TRips[2] ) در انتقال تكنولوژی و جریانهای سرمایه به كشورهای در حال توسعه دارند. برای نمونه، در گزارش اخیر كمیته TRips به خودی خود منجر به افزایش FDI نمی شود، یا این حمایت انتقال تكنولوژی یا نو آوری محلی را در كشورهای در حال توسعه تشویق نمی كند. ( suns 2000) ولی برخی مطالعات اخیر، پروژه uncTAD -icsTD ( Maslus 2000 lall and Albaladejo.20041 ) بینش های جدیدی در مورد رابطه بین IPRs و انتقال تكنولوژی به كشورهای در حال توسعه ارائه می كند. آنها دریافتند كه اثرات IPRsبر انتقال تكنولوژی به كشورهای در حال توسعه و نوآورن محلی كشورهای در حال توسعه بر طبق سطح توسعه اقتصادی و ماهیت تكنولوژیكی فعالیتهای اقتصادی متفاوت می باشد.

این وضعیت در مطالعه موردی كشور كره وجنوبی مجدداً تایید گردید. بر مبنای تحقیقات بلند مدت بر روی رفتار تركنا در انتقال تكنولوژی و ایجاد توانایی محلی در كره جنوبی، این مقاله نشان می دهد كه:

a) حمایت از IPRsممكن است بجای تسهیل استقال تكنولوژی مانع آن شود و در فعالیتهای یاد گیری بدحی در مرحله اولیه صنعتی سازی كه یادگیری از طریق مهندسی معكوس و تقلید از محصولات بالغ خارجی روی می دهد مانع ایجاد نماید.

b ) تنها بعد از اینكه كشورها تواناییهای بومی كافی به همراه زیر ساخت علم و تكنولوژی گسترده برای ایجاد تقلید خلاقانه در مراحل بعدی انباشت كردند، حمایت از IPRs یك عنصر مهم در انتقال تكنولوژی و فعالیتهی صنعتی خواهدشد. این مقاله تاكید می كند كه ژاپن، كره و تایوان البته این مقاله اشاره ای به آمریكا و دیگر كشورهای اروپایی در خلال انقلاب صنعتی شان نمی كند، نمی توانند به سطوح فعلی پیشرفت مرحله اولیه صنعتی سازی شان فشار وارد آورده باشد، دست یافته باشند.

پیش از این نیز مطالعه ای( lall.2001) به این نتیجه رسیده بود كه كشورهای در حال توسعه می توانند به منافع بلند مدت ناشی از IPRsقدرتمند دست یابند تنها بعد از اینكه آنها به یك حدی ( Threshold) در صنعتی شد نشان رسید. باشند بعبارت دیگر IPRsقدرتمند ممكن است از سنعتی شدن كشورهای در حال توسعه در مراحل اولیه جلوگیری نماید. و تحت این محیط TPR كشورهای كمی مانند كروه و تایوان، میتوانند در آینده بعنوان اقتصادهای صنعتی شده و ( [3]NiEs) ظهور پیدا كنند.

در دورة تغییر سریع تكنولوژیكی و متعاقب آن رقابتهای جهانی حساس، متوسط چرخة حیات محصول در كشورهای صنعتی كوتاهتر می شود. برای مثال، در بخشی الكترونیك چرخة حیات بسیاری از محصولات بیشتر از دو یاسه سال نیست، اگر كوتاهتر نباشد در بخش های اندكی چرخه های حیات بیشتر از زمان 20 ساله حمایت از حق ثبت اختراعات ( patent) به درازا می كشند. به عبارت دیگر، اگر نگوییم در همه بخشها، در بیشتر بخش ها در كشورهای پیشرفته درآمدهای بیشتری از سرمایه گذاری تحقیق و توسعه در چرخه حیات كوتاهتر محصول و قبل از اینكه تكنولوژی ساخت محصول به مرحله بلوغ برسد، بدست می آورند.

بنابراین پیامدهای اقتصادی حمایت قدرتمند از IPR برای محصولات در مرحلة بلوغ تكنولوژی ممكن است برای صاحبان IPR در كشورهای پیشرفته ناچیز باشد. اما آنها برای شركتهای كوچك و بزرگ تهاجمی محلی در كشورهای در حال توسعه كه به یادگیری تقلیدی وابسته هستند و رشدشان را سركوب شد ؟؟ بسیار پرهزینه می باشند برای اقتصادهای درحال توسعه پیامد حمایت قدرتمندانه تر از IPR كاهش جریان دانش از كشورهای پیشرفته و نرخ پایین تر فعالیت خلاقانه می باشد. بطور خلاصه اگر مقصد بر این باشد كه عرضه كنندگان تكنولوژی در كشورهای پیشرفته و دریافت كنندگان تكنولوژی در كشورهای در حال توسعه نفعی ببرنند بایستی تقویتIPR متناسب با سطح توسعه اقتصادی باشد. بعلاوه پیچیدگی تولید بخش درگیر، و میزان تهاجمی بودن شركت در ایجاد ظرفیت جذب داخلی بایستی در رابطه با IPR و انتقال تكنولوژی تفاوتهای درنظر گرفت.

در این مقاله ابتدا، چارچوبهای تحلیلی، مسیر ( trajectory) تكنولوژی پیچیدگی تولید ظرفیت جذب و انتقال تكنولوژی ارائه می شوند سپس این موارد برای تشكیل مدل جامع همگون می شوند و این مدل برای تحلیل اثرات IPRsبر انتقال تكنولوژی و نوآوری محلی در كره جنوبی با قابلبت استفاده در دیگر كشورهای در حال توسعه استفاده خواهد شد. IPRsدر این مقاله بطور گسترده به حق ثبت اختراعات بعنوان كپی رایت و علائم تجاری مربوط می شود.

2- چاچوبهای تحلیلی

1-2- چاچوب مسیر تكنولوژی

این چارچوب دو مسیر تكنولوژیكی را – یكی در كشورهای پیشرفته ودیگری در كشورهای در حال توسعه – بعنوان روشی برای تجزیه و تحلیل شركتها در كشورهای در حال توسعه اكتساب تكنولوژی خارجی انباشت توانایی جذب خودشان در طول مسیر تكنولوژی تجزیه و تحلیل و منسجم می نماید ( kim 1997a)

مسیر تكنولوژی ( Technological trajectory) به جهت تكاملی پیشرفتهای تكنولوژیكی كه در صنایع و بخش ها قابل مشاهده می باشند مربوط می شود. utterback و Abernathy (1975) عنوان كردند كه صنایع و شركتها در كشورهای پیشرفته در طول یكه مسیر تكنولوژی كه متشكل از سه مرحله تغییر ( fiuid) انتقال ( transition) و
خاصی ( specific) می باشد توسعه می یابند. این اصطلاحات انعطاف پذیری سیستم تولیدی درگیر را منعكس می كند هر چند این مراحل، به تكنولوژی نو ظهور تكنولوژی میانی ومراحل تكنولوژی بالغ مربوط می شوند، در این مقاله جدید بودن تكنولوژی محصول مورد نظر را منعكس می كنند.

شركتها در یك تكنولوژی جدید یك الگوی متغیر از نو آوری را نشان خواهند داد. نرخ نوآوری رادیكالی محصول ( نسبت به تدریجی ) با لا است. تكنولوژی محصول جدید اغلب ناپخته، گران و نامطمئن است، ولی عملكرد آن طوری است كه برخی خواسته های بازار را بر آورد. می سازد تغییرات محصول ناشی تغییرات بازار می باشد، بنابراین سیستم تولید متغیر باقی می ماند و سازمان به یك ساختار منعطفی نیاز دارد كه بطور سریع و اثر بخشی به تغییرات دربازار و تكنولوژی پاسخ دهد. (Abernathy and utterback در این مرحله، پیشگامان در كشورهای پیشرفته از مزیت اولین ایجاد كننده در بازار بر مبنای نو آوری رادیكالی محصول مطمئن هستند.

وقتی كه نیازهای بازار بهتر درك شدند و تكنولوژی محصولات جایگزین متمركز گردیدند، گذر به سوی طراحی محصولات بر روش های تولید انبوه آغاز می شود و رقابت در قیمت ونیز عملكرد محصول در مرحله میانی تكنولوژی افزایش می یابد، رقابیت در هزینه ها منجر به تغییرات رادیكالی در فرایندها و كاهش سریع هزینه ها می شود. توانایی و مقیاس تولید اهمیت بیشتری برای بدست آوردن مقیاس اقتصادی فرض می كند. شركتهای كشورهای پیشرفته بر تون خود را در بازارهای جهانی از طریق نوآوری مستمر در محصولات و فرآیندهای حفظ می كنند.

وقتی كه صنعت و بازار آن به مرحلة بلوغ رسید و رقابت در قیمتها افزایش یافت، فرآیند تولید، اتوماتیك تر ، منسجم تر، سیستمی تر و خاص می شود و محصولات استاندارد تولید می نماید. و نوآوری بر روی بهبود تدریجی فرآیند و جستجوی كارآیی بالاتر تغییر می یابد. هنگامی كه صنعت به مرحله بلوغ تكنولوژی رسید كمتر احتمال دارد كه هدف شركتها از R&o نو آوری رادیكالی باشد زیرا در این مرحله شركتها در وضعیت رقابتی خود بسیار آسیب پذیر می شوندو پویای صنعت ممكن است از طریق تهاجم ناشی نوآوریهای رادیكالی ایجاد شد. بوسیله تازه واردان جدید احیا شود. ولی برخی صنایع در توسعه حیات محصولاتشان در این مرحله با یكسری از نوآوریهای تدریجی جهت افزودن ارزش جدید تا حدودی موفق می شوند.

در بخش بعدی این مرحله، معمولاً صنایع به سمت كشورهای در حال توسعه یعنی همان جایی كه هزینه های تولید كمتر است جابجا می شوند. بخش بالای شكل یك مسیر بالا را نشان می دهد این مدل روند (Trajectory model) كاربود جهانی ندارد و ممكن است با تغییر پارادیم اقتصادی -فنی بطور قابل ملاحظه ای تغییر نماید. با وجود این، مدل ارائه شد و جهت تجزیه و تحلیل انتقال تكنولوژی و ظرفیت سازی در كشورهی در حال توسعه مفید می باشد.

بر مبنای تحقیق كه در مورد صنعت الكترونیك كره انجام شده KIm در حال 1980 یك مدل سه مرحلهای – خرید (acquisition) جذب ( Assimilation) و بهبود برای توسعه utterbacks ارائه داد. در خلال مراحل اولیه صنعتی سازی، كشورهای درحال توسعه تكنولوژی بالغ خارجی را از كشورهای پیشرفته صنعتی می خرند. به علت فقدان توانایی داخلی ایجاد عملیات تولید، كار آفرینان داخلی فرآیندهای تولید را از طریق خرید بسته كامل تكنولوژی خارجی كه این بسته شامل فرآیندهای مونتاژ، مشخصات محصول، دانش حتی تولید پرسفل ؟؟ و اجزاء و قطعات می باشد، توسعه میدهند تولید در این مرحله صرفاً عملیات مونتاژ درون دادهای خارجی جهت تولید محصولات نسبتاً استاندارد و مشابه می باشد.

زمانیكه وظیفه خرید انجام شد، تكنولوژیهای طراحی و تولیدمحصول به سرعت در درون كشور انتشار می یابد. افزایش رقابت از جانب تازه واردهی جدید باعث تلانشهای تكنیكی بومی در جذب تكنولوژیهای خارجی جهت تولید محصولات نسبتاً متمایز می شود. موفقیت نسبتی در جذب تكنولوژی وارد شده و افزایش تاكید بر ارتقای صادرات به همراه ارتقای توانایی مهندسان و دانشمندان داخلی، منجر به بهبود تدریجی تكنولوژی بالغ می گردد تاكید تكنولوژیكی در خلال این مرحله مشبه سازی (Duplicative imitation ) می باشد./

با مرتبط كردن مسیرهای تكنولوژیكی (1975) Abernathy Utterhack و (1980)
Kim و(1988) choi Bae Lee فرض كردند كه مسیر تكنولوژی سه مرحله ای در كشورهای در حال توسعه نه تنها در مرحلة بلوغ تكنولوژی بلكه در مرحله میانی تكنولوژی نیز روی میدهد

مواجه با افزایش رقابت از جانب كشورهای تازه صنعتی شده و مواجه با افزایش رقابت از جانب كشورهای تازه صنعتی شده ( NsiE) گروه دوم، شركتهای موجود در كشورهای تازه صنعتی گروه اول، كه تكنولوژیهای بالغ خارجی را كسب جذب و بعضی مواقع بهبود دادند، هدف تكرار فرآیند مشابه با میزان دانش سطح بالاتر در مرحله میانی تكنولوژی می باشد. در این مرحله ( مرحله میانی) تاكید تكنولوژیكی تقلید خلاقانه و تولید محصولات الگوبرداری ( Benchmqrking) و همچنین یادگیری گسترده از طریق سرمایه گذاری اساسی در فعالیتهای R&D داخلی انجام می شود. بسیاری از صنایع در NsiE (برای مثال كسرو تایوان) به این مرحله رسیده اند.

در صورت موفقیت برخی از این صنایع حتی ممكن است با انباشته مناسب توانایهای تكنولوژیكی محلی تكنولوژیهای جدید ایجاد نمایند و به این ترتیب شركتهای كشورهای پیشرفته را به چالش وا دارند. نوآوری شعار این صنایع می باشد. وقتی تعداد قابل ملاحظه ای از صنایع همچنانكه در بخشی پایین تر شكل یك نشان داده شده است كشورهای در حال توسعه جهت مسیر تكنولوژی در كشورهای پیشرفته را برعكس می نمایند.

این مدل ساده شرح نسبتاً دقیقی از فرآیند تكاملی است كه در كشورهای تازه صنعتی شده گروه اول در حوزه آسیای شرقی روی داده است (kim Hobdy 1995) در دهه 60 و 70 مبنای تكنولوژیكی محلی بسیار ابتدایی بود، كره و تایوان ابتدا تكنولوژیهای بالغ را كسب و جذب نمودند و از طریق آنها به تقلید مشابه از محصولات خارجی وموجود با نیروی كاری ماهروئدی ارزان پرداختند. سپس با انباشت توانایی تكنولوژیكی از طریق یادگیری از طریق انجام ( Learnigy doing) به همراه ارتقای كیفی سیستم آموزش، این كشورها را قادر ساخت تا در مواجه با افزایش هزینه های نیروی كار وافزایش رقابت ناشی از كشورهای تازه ملهكی شده و گروه دوم به تقلید نوآورانه دست بزنند. سنگاپور نیز فرآیند متقابه را طی كرد، و محصولات بالغ خارجی را با هزینه های كمتر و از طریق سرمایه گذاری مستقیم خارجی (FDI) تولید نمود. وقتی زیر بنای مهارتی سنگاپور ارتقا یافت شركتهای چند ملیتی MACS) ) استراتژی خود را نسبت به سنگاپور بعنون مكان تولید محصولات پیشرفته با R&D داخلی قرن استفاده نمودند، و شركتهای مبتنی برنیروی انسانی را به كشورهای تازه صنعتی شد. گروه دوم انتقال دادند بسیاری از اقتصاد های آسیای شرقی مانند تایلند،مالزی، اندونزی، ویتنام و فیلیپین در مرحله تكنولوژی بالغ هستند، و با استفاده از نیروی كاری انرژی به تقلید مشابه از محصولات خارجی موجود می پردازند. در مقابل كشورهای دیگر مانند چین تایپ و برخی از اقتصادهای اروپای شرقی ممكن است مراحل حركت از سمت تقلید مشابه به تقلید نوآورانه و مراحل نوآوره را طی نكرده باشند. آنها داستان طولانی تری از انباشت تكنولوژیكی دارند و هم اكنون به مرحلة تقلید مشابه رسیده اند قبل از اینكه اقتصاد هایشان را به روی كشورهای دیگر بازنمایند. ممكن است برخی از بخش های این اقتشصاده در آغاز توانایی كافی برای ورود به مرحله میانی تكنولوژی را داشته باشند. اگرآنها مرحله تكنولوژی بالغ را طی كنند، انتظار می رود كه سرعت تكامل مرحله تكنولوژی میانی سریعتر از دیگر كشورها باشند.

مدل روند ( trajectory model) برای بخش ها بیشتر از كشورها كار بوده تر می باشد. زیار همة بخش های در درون یك اقتصاد، مسیر مشابه ای را طی نمی كنند. بخشهای پویا كه تواناییهای تكنولوژیكی را از طریق مرحله تكنولوژی بالغ اكتساب كرده اند، ممكن است این توانایی را داشته باشند تا به مرحله تكنولوژی میانی از طریق تلاش های R&D داخلی كافی دست یابند، سرعت تكامل تا حد زیادی به پیچیدگی تكنولوژیهای درگیر و توانایی جذب بازیگران عمده در درون بخش بستگی دارد. بخشهای با پویایی كمتر، متكی برنیروی كاراروان می باشند، و به كشورهایی ك هزینه نیروی كار در آنجا پایین تر است منتقل می شوند.

2-2- پیچیدگی تولید و چار چوب مقیاس

(1965) woodward در مورد این تكنولوژی تولید و ویژگی های سازمانی سه طبقه از پیچیدگی تولید را مطرح كرد- تولید وماحد و دسته های كوچك، دسته های بزرگ و تولید انبوه و فرآیند مستمر، عملیات دسته كوچك معمولاً محصولات بسیار متمایزی مانند ماشین آلات سنگین و كشتی سازی تولید می كند، در حالیكه عملیات فرآیند مستمرد محصولاتی با كمترین تمایز همانند فولاد، محصولات شیمیایی و دارویی تولید می كند و بالاخره و عملیات دسته بزرگ ومحصولاتی مانند محصولات الكترونیك وم مونتاژ خودرو را در بر می گیرد. این روابط در شكل دو نشان داده شده اند. بر مبنای تحقیقات عمیق از شركتهای كروان در تمام این مراحل پیچیدگی تولید (1989) Lee kim نتیجه گیری كردند كه شركتها با پیچیدگی تكنولوژی تولید مختلف الگوههای متفاوتی در انتقال تكنولوژی و نوآوری داخلی همچنانكه تكنولوژی تولید جهت تلاشهای تكنولوژیكی را دیكته می كند نشان می دهند.

Amsden and andkim اظهار كردند كه مقیاس عملیات خواهان تنوع در رفتار تغییر تكنولوژیكی در سطح بنگاه می باشد، همچنانكه مقیاس در برگیرند. حد زیادی از توانایی تكنولوژیكی و مالی می باشد، قدرت چانه زنی در مقابل عرضه كنندگان تكنولوژی خارجی، سهم بازار و توانایی منابع انسانی ، همه اثر زیادی بر استراتژی شركت به سمت تلاش هاس R&D و اكتساب تكنولوژی خارجی دارند این حقیقت كه شركتهای عمومی بزرگ محصشولات پیشرفته تولید می كنند و شركتهای كوچك محصولات غیر پیشرفته و ساده تولید می نمایند ممكن است خواهان تفاوت در رفتار تكنولوژیكی بین دو گروه از شركتها گردد.

3-2- چارچوب توانایی جذب

توانایی تكنولوژیكی از طریق فرآیند یادگیری تكنولوژیكی بدست می آید. و یادگیری تكنولوژیكی اثر بخش مسكزم توانایی جذب می باشد كه این توانایی جذب دو عنثر مهم داردك مبنای دانش موجود، و شدت تلاش ( Cohen andlevinthal 1990 kin)

اولاً دانش موجود یا قابلیت یك عنصر اساسی در یادگیری تكنولوژیكی می باشد، امروزه دانش افراد و سازمانها را قادر می سازد از طریق تاثیر بر فرآیندهای یادگیری و ماهیت یارگیری دانش افزایش یافته آینده را ایجاد نمایند و مبنای دانش موجود به دانش موجود در واحدهای مستقر در سازمان مربوط می شود دانش موجود انباشت شده توانایی ایجاد احساس جذب واستفاده از دانش جدین را افزایش میدهد. مبنای دانش مرتبط در بر گیرنده مهارتهای اساسی و دانش عمومی است كه برای حمایت از وظایف تكنولوژیكی نسبتاً آسان در كشورهای در حال توسعه و نیز تازه ترین دانش تكنولوژیكی و علمی دركشورهای پیشرفته لازم است.

ثانیاً عنصر مهم دیگر شدت تلاش یا تعهد می باشد، شدت تلاش به مقدار انرژی صوف شده جهت حل مسائل بوسیله اعضای سازمان مربوط می شود اگر شركتها صرفاً درمعرض دانش خارجی مرتبط قرار گیرند و برای داخلی كردن آن تلاش انجام ندهند ناكافی است. یادگیری چگونگی حل مسائل از طریق انجام تمرینهای مختلف بر روی مسائل مرتبط ایجاد می شود بنابراین زمان و تلاش زیادی جهت حل مسائل اولیه قبل از پرداختن به مسائل پیچیده تر لازم می باشد. تلاش تعامل بین اعضای سازمانی كه این اعضا به توجه خود یادگیری تكنولوژیكی در سطح سازمانی را تسهیل میكنند را افزایش می دهد.

Figure 3: Asorptire capacity

این دو متغیر – مبنای فعلی دانش و شدت تلاش در سازمان ، همچنانكه در شكل 3 نشان داده شده است، یك ماتریس 2×2 ایجاد می كند كه این ماتویس پویاییهای تواناییهای تكنولوژیكی را نشان می دهد. هنگامی كه دانش موجود و شدت تلاش بالا می باشد (ربع اول) توانایی تكنولوژیكی بال است و به سرعت افزایش می یابد در مقابل، وقتی هر دو عنصر درسطح پایین باشند (ربع چهارم)، توانایی تكنولوژیكی پایین است وكاهش می یابد. سازمان هایی كه دانش فعلی بالایی دارند ولی شدت تلاششان پایین است( ربع دوم)، ممكن است در حال حاضر توانایی بالایی داشته باشند ولی به تدریج آنرا از دست می دهند، زیرا همچنانكه تكنولوژی در طول مسیرش حركت می كند، دانش موجود نیز منسوخ می شود. این سازمانها به تدریجی به ربع چهارم سقوط می كنند. در مقابل، سازمانهای با دانش موجود كم ولی شدت تلاش بالا ( ربع سوم) ، هر چند ممكن است در حال حاضر توانایی تكنولوژیكی پایین داشته باشند اما به سرعت آنرا كسب خواهند كرد همچنانكه یادگیری پیوسته و گسسته می تواند از طریق سرمایه گذاری قابل توجه در یادگیری روی دهد، این بخش به ربع اول متصل می شود به طور خلاصه میتوان گفت كه شدت تلاشی با تعهد نسبت به دانش موجود برای یادگیری بلند مدت و رقابت پذیری شركت عنصر مهمتری می باشد.

 


از این که از سایت ما اقدام به دانلود فایل ” حمایت از حقوق مالكیت معنوی ” نمودید تشکر می کنیم

هنگام دانلود فایل هایی که نیاز به پرداخت مبلغ دارند حتما ایمیل و شماره موبایل جهت پشتیبانی بهتر خریداران فایل وارد گردد.

فایل – حمایت از حقوق مالكیت معنوی – با کلمات کلیدی زیر مشخص گردیده است:
چاچوبهای تحلیلی;چاچوب مسیر تكنولوژی;پیچیدگی تولید و چار چوب مقیاس

جعبه دانلود

برای دانلود فایل روی دکمه زیر کلیک کنید
دریافت فایل


شما ممکن است این را هم بپسندید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *