زمان و حركت در آثار تجسمی 40 صفحه + doc

درك و خلاقیت تصویری یا فقدان آن، در كیفیت هنرهای تجسمی و آثار تصویری و حجمی، عامل فوق العاده مؤثری است كه هنرمند می تواند برای خلق اثر خویش آن ار به كار گیرد و بی تردید در صورت پختگی هنرمند ابزارها و نشانه های بكارگیری آن برای او مشخص تر و شناخته شده تر شده و شمارشان فزونی می یابد اما هنرمند هر قدر هم كه ماهر باشد به وجود آوردن یك نقاشی كه دقیقاً

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 40

حجم فایل: 38 کیلو بایت

قسمتی از محتوای فایل و توضیحات:

زمان و حركت در آثارتجسمی

درك و خلاقیت تصویری یا فقدان آن، در كیفیت هنرهای تجسمی و آثار تصویری و حجمی، عامل فوق العاده مؤثری است كه هنرمند می تواند برای خلق اثر خویش آن ار به كار گیرد و بی تردید در صورت پختگی هنرمند ابزارها و نشانه های بكارگیری آن برای او مشخص تر و شناخته شده تر شده و شمارشان فزونی می یابد. اما هنرمند هر قدر هم كه ماهر باشد به وجود آوردن یك نقاشی كه دقیقاً مشابه صحنه واقعی باشد غیر ممكن است. به یك دلیل ساده: دنیای ما هیچ وقت ساكن نیست. در هر لحظه، گذشت زمان احساس می شود. اما بعضی از كارهای هنری بیشتر از آثار دیگر با زمان و حركت سرو كار دارند و به بیان دیگر، نشان دادن گذر زمان و حركت از اهداف مهم آن آثار و هنرمندان آنهاست. مصریان قدیم بدون شك در مباحثات هنری در پی كشف معمای زمان و حركت بوده اند. در فرهنگ مصر و در خیلی دیگر از فرهنگ ها همیشه این تصور وجود داشت كه هنر تصویری فاقد عناصر زمان و حركت است. دنیای خود ما به طور قابل ملاحظه ای پویا و دینامیك است. بیشتر ما به ویژه در كشورهای صنعتی، ذهنمان درگیر زمان است و حركت یك عامل و فاكتور در زندگی روز مره ما به شمار می رود. هر دو عامل زمان و حركت باید به عنوان عناصر مهم هنری تلقی شوند، اگر معتقد هستیم كه آثار هنری در روند زندگی معاصر ما نقش كارسازی دارند.

گذشت زمان

در هنر سه بعدی به خصوص هنر مجسمه سازی و معماری، زمان همیشه یك عنصر است. در واكنشهای بیننده هنگامی كه دور یك ساختمان یا مجسمه قدم می زنید، نقطه دید شما با هر لحظه ای كه می گذرد عوض می شود. معمولاً شما نمی توانید تمام جنبه های سازه را در آن واحد یا در یك لحظه تجربه كنید و مجبورید نقاط مختلف دید را جمع آوری و سرهم كنید تا دید كلی ای از آن به دست آورید. این مقوله در مورد بسیاری از مجسمه های معاصر به ویژه تندیس ها و سازه های دارای فضاها و حجم های خالی و سطوح مركب، بیشتر صدق می كند و مجسمه های هنرمندی چون « لوئیز نولسون» از آن جمله اند.

یك عكس از مجسمة « شهر روی یك كوه بلند» City on a high mountain ساخته نولسون، فقط یك جهت و نقطه دیدی واحد از آن را به ما نشان می دهد ولی مسلماً این منظور سازنده مجسمه نبوده و این كار به منظور نمایش در بیرون درست شده و خیلی بزرگ و عظیم است. بیشتر از 20 فوت ارتفاع دارد و عریض ترین قطرش 23 فوت است نولسون طوری آن را طراحی كرده كه از هر زاویة دیدی، جالب باشد. یك دور كامل اطراف مجسمه و مطالعة جوانب مختلف آن، تركیب ها و تلفیق های مختلففی از شكل، خط فضا، بافت و نور را ارائه می كند. با اینكه این مجسمه رنگ تیرة مایل به سیاه زده شده انگاره های نور و سایه با گذشت زمان رنگ ها و تیرگی های رنگی مجزایی ایجاد می كنند. زمانی كه یك نفر اطرافش حركت می كند یا حتی زمانی كه خورشید در عرض آسمان می گذرد همین رنگ ها بر سطوح مجسمه به وجود می آید.

حركت واقعی

دراثر نولسون و همین طور در خیلی از كارهای هنری دیگر، زمان یك فاكتور است، برای اینكه بیننده در اطراف مجسمه در حركت است. در مواردی نیز خود حركت در هنر به كار برده می شود یكی از كسانی كه وجود حركت مخصوصاً در كارهایش به كار برده شده است « جرج ریكی» است. د رمجسمه ریكی « بنام جفت L نا متقارن چرخان»
Double L Excentric Grratory شكل شی از حركتی كه به وسیله شی ایجاد می شد اهمیت كمتری دارد. ای مجسمه، تندیس تقریباً متقارنی است كه بر بلندای منظره ای ساخته شده است. دو تا بخش یا بالة L شكل آن به حالت ثابت تعبیه شده ولی حركات تفسیری به وسیله باد در آنها ایجاد می شود. تعادل این باله های غیر متمركز، آنها ار پذیرای هر جریانی می كند كه ملایم ترین نسیم های تابستان آن ها را به حركت در می آورد. آنها را پذیرایی هر جریانی می كند و ملایم ترین نسیم های تابستان آن ها را به حرت در می آورد آنها به نوعی با محاسبه و مقاوم طراحی و ساخته شده اند، حتی در برابر بادهایی با سرعت 80 مایل در ساعت آسیبی نبینند. هیچكی نمی تواند پیش بینی كند كه این باله های L شكل مرتعش، در هر لحظه و در برابر هر وزش بادی كه بر آنها می وزد، چه شكلی خواهند گرفت. صفحه های براق آن، نور را به اطراف منعكس می كنند و انعكاس نور از سطح آن ها تشعشعات رنگین متغیری به وجود می آورد.

همانطور كه هنرمندان برای مدت زیادی سعی كرده اند تصور عمق و فضای سه بعدی را روی یك صفحه صاف و دو بعدی به وجود آورند، بعضی ها هم سعی كرده اند كه تصور حركت و عمق را به انتخاب خود در جایی كه حركت وجود ندارد به وجود آورند.

تصور حركت

همانطور كه هنرمندان برای مدت زیادی سعی كرده اند تصور عمق و فضای سه بعدی را روی یك صفحه صاف و دو بعدی به وجود آورند. بعضی ها هم سعی كرده اند كه تصور حركت و عمق را به انتخاب خود در جایی كه حركت وجود ندارد به وجود آورند. از جهتی نیز بعضی از كارهای هنری طوری طراحی شده اند كه ساكن و بی حركت باشند و احساس حركت در این گونه كارها به منظور هنرمند لطمه خواهد زد. تابلوی « پیكر انسان» ( 1928) اثر والادن و آثار خیلی از هنرمندانی كه بر سكون و ایستایی مدل تأكید دارند، از این مقوله است. در موارد دیگر تصوری از حركت كمك به موفقیت كار می كند تابلوی « قایق مدوسا» The Raft of the medusa اثر « جری فالت» تصوری از حركت را به وجود می آورد. مثالهای زیادی از این حالت می توانیم پیدا كنیم. در واقع در طراحی گوستا و كلیمت، تصور حركت به وسیله تكرار نمونه های مارپیچی چرخان ایجاد شده و این یكی از مهمترین عناصر تركیب بندی و عامل ابراز منظور هنرمند است. این مسأله در مورد كارهای تخیلی، بیشتر صدق می كند. تابلوی « رودخانه» Current « بریجت رایلی»، نمونه شناخته شده، « آپ آرت» كه مضمون آن ایجاد تصور حركت به وسیله عناصر بصری است، یك پاسخ صریح به وسیله شبكیه چشم به خطوط و رنگهایی است كه به روش خاصی چیده شده است. خط ها در این نقاشی به طور دقیقی روی بوم رسم شده اند اما وقتی به آنها نگاه می كنیم به نظر می رسد آنها به حالت مواجی دارند حركت می كنند و كل نقاشی واقعاً متحرك به نظر می رسد. شاید بعضی از بیننده ها با تماشای این تابلو بعد از گذشت زمان طولانی كه در جلوی تابلو بوده اند گیج شده باشند یا حتی حالت تهوع به آنها دست بدهد و این تابلو تأثیر ژرفی روی سیستم حسی و عصبی انسان دارد.

تابلوی « حركت سگ بر روی ریسمان» Dynamism of a Dog a leash (1912) اثر
« جاكوموبالا» روش دیگری را برای ابقای حركت عرضه می كند. بالا عضو گروه فوتوریست بود كه در دهه دوم این قرن در ایتالیا پیشرفت زیادی داشتند. یك اقدام مهم فوتوریسم ( در طول عمر كوتاهش ) همانطور كه از اسمش پیداست نفی فرم های كهنه ای بود كه سكون را مورد توجه قرار می دادند، یعنی به نفع شكلهایی كه حركت و انرژی را نشان می دهند. در تابلوی بالا شك سگ قلاده و صاحب سگ تیره و دره شده و با تكرار پاها، دم و قلاده تحرك آنها را در بوم نشان می دهد. هنگامی كه ما به این نقاشی نگاه می كنیم تقریباً مطمئن می شویم كه دم سگ تكان می خورد و پاهای كوچكش روی زمین كشیده می شود. بعضی ها با این عناصر و كیفیت ابزارهای اثر هنری مشكل دارند. این افراد آنها را جدا از هم بررسی می كنند، از هم جدایشان كرده و دوباره كنار هم قرار می دهند، مثل جور كردن یك پازل این بی تردید در ارتباط مخاطب و منتقد با اثر هنری، گره ها و مشكلاتی را به وجود می آورد.

بنابراین ما نمی توانیم بپذیریم كه این عناصر هنری به طور جداگانه مورد بحث قرار گیرند، در صورتی كه نظر عقلانی و كاملاً واقع بینانه وحدت و یكپارچگی آنها را لازم و مبرم می داند. به عبارت دیگر، اگر ما می خواهیم زمان، حركت یا مقولاتی از این قبیل را در آثارمان نشان دهیم مواظب آن باشیم كه عناصر دیگر تابلو به ویژه ارتباط ها و هماهنگی آنها به هم نخورد و موقع بررسی و نقد اثر نیز یكی از جنبه های زیبا شناختی یا اصول تكنیكی آن را در نظر نگیریم. به هر حال ارتباط مستمر و بررسی همه جانبه عناصر یك اثر، نگرش هوشمندانه، سیستماتیك و آگاهانه ای در ما ایجاد می كند كه با توجه به آن آگاهی ما می توانیم بفهمیم چرا یك كار هنری را دوست داریم و دیگری را دوست نداریم.

فهم و نظم بصری

اگر هنرمندی ارزش تمام نیروهای بصری را به طور برابر در اثری ارایه نماید، تعادل برقرار كرده است ولی این تعادل در اثر هنری معادل با ایستایی و بدون روح و احساس است. كسالت آور بودن عناصر بصری بدین مفهوم است كه كل اثر از هماهنگی كامل برخوردار است ولی با اضافه نمودن تنوع به نیروهای بصری اثر هنری و پویا و جذاب می شود، دراین جا هنرمند حزئیات ضروری در فرم را ارایه و به نمایش می گذارد، اینجاد تنوع به خاطر جلب توجه نمودن مخاطب است، بنابراین جذابیت بصری نتیجه مستقیم اضافه نمودن فرم های متنوع در سازماندهی تصویری است. تنوع از عوامل جدا كننده یك فرم از فرم های دیگر و نوعی تأكید است، رابطه یك فرم را با فرم های دیگر نمایان می سازد و این به دلیل دیگر گونه نمودن سازماندهی انجام می گیرد كه در واقع برای نامتعادل سازی و یا تأكید می تواند از طریق تضاد فرم ها و یا بسط و گسترش در جزئیات فرم به وجود آید.

تعادل

هر روزه انسان با تعادل در برخورد با نیروهای جاذبه سر و كار دارد. جاذبه تجربه ای ذاتی و همگانی دارد. راه رفتن، ایستادن به روی یك پا، نیاز ذاتی انسان را برای تعادل آشكار می سازد. اگر تعادل وجود نداشت شاید جاذبه این مسأله غامض را حل می كرد( بدین مفهوم كه سقوط می كردیم) مسأله تعادل به طور غریزی در طبیعت نیز وجود دارد و مانند حیوانات در حالت ایستاده، زندگی همه موجودات برای مقابله با نیروی جاذبه سپری خواهد شد، به همین گونه در آثار هنری نیز توجه و انتظار ما خنثی شدن نیروهای جاذبه است، اكثر آثار هنری در جهات عمودی ( بعضی روی دیوار)، یا از بالا، طرفین و از پائین قابل رویت هستند. تعادل بصری تركیب بندی به واسطه خنثی سازی نیروهای رو به پائین و نیروهای جاذبه ای در كاربرد عناصر بدست می آید.

به عنوان مثال ادراك ما از یك تصویر یا نمادی ویژه، تأثیری بر نیروی روان شناختی و در نتیجه در ایجاد تعادل دارد. آن چه كه از نیروی اشیاء حقیقی می شناسیم بر قضاوت ما از تعادل در سطح تصویر تأثیر می گذارد. اگر اشیاء را با ماهیت های غیر شیئی جابه كنیم قدرت و نیروی روان شناختی آنها توسط شكل، ارزش یا رنگ ظهور خواهد كرد و تعادل آنها دیگر بار تغییر خواهد یافت. چه اجزایی شیئی استفاده شوند یا غیر شیئی با خلق نیروی بالقوه ای تعادل یا وزن روان شناختی و تعدیل تركیب بندی آن بی نهایت می شود. هنرمندان اغلب آثار تصویری خود را با طرح، فضاهای خالی بین لبه تصویر و اطراف كادر و حتی با قاب واقعی كه از چوب و یا فلز یا هر چیز دیگری است متعادل می كنند. حتی در این روش هم عوامل روان شناختی می تواند در ایجاد تعادل نیروهای بصری تأثیر گذار باشد. اگر زواری به ضخامت دو سانتی متر در چهار طرف تصویر به كار رود، این زوار در قسمت پائین اثر نازك تر، و اثر هنری بروی دیوار بی ثبات و ناپایدار به نظر می رسد، نیروی جاذبه در جهت پائین یا به سوی پائین به وجود آورنده این خطای بصری و تو هم در دید بیننده می شود. تعادل فرم ها در اثر هنری آن چنان ضروری است كه در نظر گرفتن اصول سازمانی در تركیب بندی، تعادل باعث وحدت فرم هادر آثار هنری است. در ساده ترین مورد تعادل را می توان از توازن جاذبه از یك نماد یا علامت،‌ تنها از روی سطح تصویری برقرار ساخت، این واضح است كه اگر بخشی از فضای كل اثرنا متعادل می گردد و در این حالت برای متعادل ساختن تركیب بندی می توان از توازن جاذبه بهره گرفت و آنرا در پائین صفحه قرار داد. یا مانند ترسیم خط یا سطحی كه اثر را نظم دهد و متعادل سازد. تعادل به روی خطوط محوری در دو طرف مركز اثر بهترین حالت است و اگر شكل ها و یا فرم ها در تركیب بندی به روی این دو محور قرار بگیرند متعادل ترین تركیب بندی بر قرار می گردد. از انواع تعادل در صفحه می توان تعادل قرینه و تعادل مورب را نام برد.

تناسب

تناسب فرم ها مربوط می شود به نسبت منفرد بخشی از اثر با قسمت های دیگر آن دریك اثر هنری برقرار نمودن نسبت و رابطه ریاضی گونه دقیق فرم ها بسیار مشكل است، به این دلیل كه تناسب، نوعی قضاوت در اندازه ها و اغلب فردی است.

تناسب بخش های یك اثر هنری در نظر گرفتن رابطه طول و عرض و عمق فرم ها در كل اثر است و همین خویشاوندی فرم ها است كه هماهنگی و تعادل را خلق می كند.

مفهوم درجه بندی فرم ها در سطح تصویر زمانی استفاده می شود كه تناسبات در فرم ها باعث پیدایش خویشاوندی شوند. این خویشاوندی توسط كم و زیاد نمودن فرم ها به وجود می آید و نوعی زیبایی شناسی را در كل اثر به نمایش می گذارد.

تناسب توسط اندازه گیری به دست می آید و نهایتاً مقیاس ها بخش های اثر هنری را با كل اثر هماهنگ می نماید. گاهی هنرمندان نوعی مقیاس و یا واحد ثابتی برای درجه بندی فرم ها تعیین می كنند. برای مثال: در فیگور انسان نع مقیاسی كه اندازه را تعیین می كند با معماری و مقیاسهای معماری رابطه دارد و مقیاس فیگور انسانی معیاری برای معماران در تناسبات بنا است اغلب هنرمندان برای نمایش اندازه ها و ایجاد هارمونی، این اندازه ها را در آثارشان به كار می گیرند. هنرمندان به ایده آل فكر می كنند، آرمان گرایی كامل را برای آثار خود و در تناسبات رعایت می كنند. این شیوه تفكر در آثار هنری، از زمان قدیم رایج بوده است. در دوره كلاسیك یونان، فلسفه بیان كننده نظریه ریاضی برای كنترل نیروی جهان بود و در پی همین شیوه تفكر، تناسبات طلایی خلق شد.

حركت

بسیاری از مخاطبین هنر قادر به درك این مهم نیستند، لحظاتی كه نگاهشان به اثر هنری دوخته شده یا ثابت مانده است به نوعی سفر ذهنی رهسپار می شوند، این سفر ذهنی را هنرمندی به وجود آورده است كه به آرامی و با دادن اطلاعاتی بصری جاده ای آرام خلق نموده و حتی نقاط استراحت را هم برای نگاه فراهم آورده است. مسیری كه دارای نقاط تومقف است و به نقاط استراحت منتهی می گردد، مطمئناً دارای محدودیت سرعتی است كه توسط هنرمند برقرار می شود. جاده ای كه هنرمند خلق می نماید در حقیقت گذر یا حركت موقتی است بین نقاط استراحت یا مجموعه هایی از عناصر و از طریق گذرگاههای متنوع ، هدایت می گردد. این گذرگاهها عبارتند از خطوط، شكل ها، فرم های كناری یا در اطراف بوم نقاشی وم موتیف هیی كه مشابهت آنها رابطه یكی را با دیگری هماهنگ می نماید. خط و سطح دارای طول و عرض و جهت هستند و شكل ها در اطراف سطح دوم بعدی بوم، اشاره به داخل یا مركز اثر دارند كه این حالت ایجاد حركت می نماید و نمایانگر و نشان دهنده جهت هستند. این اشارات جهت دار ممكن است در سطح اثر هنری توسط فضاهای خالی و یا فرم های دیگر قطع گردد ولی حركت چشم توسط همین اشارات ادامه می یابد تا به نقطه تأكید اصلی یا نقطه آغازین و مهم اثر برسد. مجموعه عناصر بصری كه به بیننده جهت راالقاء می كند، حامل دانشی مهم و ضروری برای اثر هنری است. البته همیشه فیگور انسانی آن چنان بر اثر حاكمیت دارد كه در این مورد جهت دادن چشم بیننده ضروری به نظر نمی رسد. در دیگر آثار، واحد های مورد علاقه و جذاب متعددی ممكن است وجود داشته باشند كه كاملاً از یكدیگر جدا هستند. این واحدها با جهت دادن و با ایجاد حركت های نمادین به یكدیگر ربط می یابند، بنابراین بسیار ضروری است كه چشم مخاطب آن علائم نمادین را مورد توجه قرار دهد. معمولا در واحدهای یك اثر هنری، سلسله مراتبی وجود دارد كه برخی بیش از بقیه توجه بیننده را به خود جلب می كند. مجسمه های متحرك وجود دارند اما اكثر مجسمه ها و تمام سطوح تصاویر ایستا و بی حركت هستند. متحرك سازی در این آثار توسط تصویری خلق می شود كه حركت به وجود می آورد، هنرمند به واسطه تغییر شكل اجزاء فیگور، حركت را خلق می كند. همیشه كلمات و جملات نوشته شده در یك سطر از یك سوی سطر به سوی دیگر خوانده می شود. اما تصاویر بصری چه در موقعیت دو بعدی یا سه بعدی می توانند در جهات متعددی قابل خواندن باشند. حركت چشم فرد كه توسط هنرمند هدایت می شود باید این اطمینان را به وجود بیاورد كه تمام بخش های یك اثر هنری بدون هیچ نوع تأكید و ایستایی كاملا دیده و جلب نظر كنند. حركت باید خومد انگیخته باشد و دائما توجه بیننده را به اثر هنری باز گرداند. تصویر سازی به واسطه قرار گرفتن عناصر بصری در فضا خلق می شود. از نظر تكامل تاریخی تصور حركت فضایی در اثر تجسم وم از طریق علم پرسپكتیو به ظهور رسده است اگر چه علم پرسپكتیو برای حركت در تصویر موثر است ولی ضروری نمی باشد. هم چنین فضا سازی شهودی وجود دارد كه به وسیله به كارگیری برخی عناصر دیگر معنوی در فضا، پرسپكتیو را انكار می نماید. در برخی هنرها مثل مجسمه سازی و بخصوص مجسمه سازی متحرك، این حركت با عنصر زمان و نیز با تغییر مكان در فضا، هم گام می شود و در این شرایط، عناصر بصری در حركت دائم قرار دارند.

اقتصاد

اغلب، هنرمند با پیش بردن اثر خویش و در حین كار كردن راه حل هایی را برای مشكلات متعدد بصری می یابد، این مشكلات به دلیل پیچیدگی غیر ضروری به وجود می آید. این مشكلات اغلب در جنبه های ساده و نیز گسترده و بی كیفیت شدن اثر و تقسیم آن به اجزاء مشخص می شود. این فرآیند بخش ضروری مرحله پیشرفتاثر به نظرمی رسد، اما نتیجه ممكن است راه حل هایی باشند كه به علت عدم وجود وحدت، سنگین و دشوار به نظر برسند. گاهی هنرمند می تواند با بازگشت دوباره به مسائل ضروری و مهم در هنر، به حذف جزئیات توصیفی بپردازد و با ارتباط دادن جزئیات به كل، دیگر بار نظم را به وجود می آورد. این جذف جزئیات و قربانی نمودن، نه آسانی به دست می آید و نه به آسانی قابل پذیرش است، چرا كه در جست وجوی راه حل ها كشفیات جالبی ممكن است به دست آید.( این تأثیرات برای خوانایی عمیق تر اثر یا بیان مستقیم تر محسور و پذیرفته می شوند) اما اقتصاد در هنر قانونی ندارد و بایستی برخاسته از غرایض و نیازهای هنرمند باشد. اگر چیزی در ارتباط با كل به خوبی عمل نماید، این عنصر یا چیز خوب نگه داشته می شود در غیر این صورت حذف می گردد یا دوباره به روی آن كار می شود و این جذف اجزاء عملی اقتصادی در هنر است. اقتصاد اغلب همراه با اصطاح آبستراكسیون است فرآیند فعال تقسیم چیزها به ضررویاتی است كه در سبك و یا بیان هنرمند لازم به نظر می رسد. این حالت جنبه های مفهومی و نیز ساختری اثر هنری را قدرت می بخشد. به عبارتی اقتصاد در سبك، درجه انتزاع را مشخص می نماید. اقتصاد به آسانی در بسیاری از شیوه های هنری معاصر در قرن بیستم قابل شناسایی است. مدرنیست های آغازین چون پیكاسو وم ماتیس، بیشتر از همه تحت تأثیر روند انتزاع اقتصادی قرار گرفته اند. در گرایش به اقتصاد در هنر فرد با یك واحد از عناصر بصری تركیب بندی را سبك و سنگین می كند و گاهی اوقات، تزئینات را نگه می دارد یا حذف می كند و این به منظور اجتناب از مشكلات است و نتیجه آن اثری هنری با شفافیت بیشتر همراه با پیامی واضح تر است.

 


از این که از سایت ما اقدام به دانلود فایل ” زمان و حركت در آثار تجسمی ” نمودید تشکر می کنیم

هنگام دانلود فایل هایی که نیاز به پرداخت مبلغ دارند حتما ایمیل و شماره موبایل جهت پشتیبانی بهتر خریداران فایل وارد گردد.

فایل – زمان و حركت در آثار تجسمی – با کلمات کلیدی زیر مشخص گردیده است:
آثارتجسمی;هنر سه بعدی;فهم و نظم بصری

جعبه دانلود

برای دانلود فایل روی دکمه زیر کلیک کنید
دریافت فایل


شما ممکن است این را هم بپسندید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *